25 نوامبر را سازمان ملل متحد روزحذف خشونت عليه زنان اعلام کرده است.  ما خوشحالیم که در سالگرد مبارزه برای محو خشونت علیه زنان،  تأسیس انجمن خودمان را در 25 نوامبر سال 2012 اعلام می کنیم.

این انجمن با هدف نجات زنان فرقه مجاهدین خلق از اسارت این گروه  و حمایت و پشتیبانی از زنان جدا شده از سازمان مجاهدین تشکیل می گردد.

ما کسانی هستیم که سالیان سال با پوست و گوشت و استخوان خود جنایات رجوی را حس کردیم و چشیده ایم و حتی از سر ناچاری گاه تا مرز خودکشی هم رفته ایم ما در زندان اشرف بودیم و راه برون رفتی وجود نداشت ما مجبور به کنار آمدن با این سوءاستفاده ها بودیم و جرأت نداشتیم که اعتراض کنیم گر چه کسانی بودند که برای راحت شدن از این شکنجه ها دست به خودکشی زدند، و ما تعداد معدود فعلا توانسته از همه حیله ها و مکر جنایت این تشکیلات جان سالم به در برده تا گواهانی و عبرتی باشیم برای نسل جوان و برای آینده و تاریخ و تا فردای روزگار رجوی هم فراموش نکند که چه کرده است و دیدارمان در دادگاه عادلانه ای محقق شود.

دادگاهی که باید عمق فاجعه در آن بررسی شود. آری عمق فاجعه آنجاست که حتی بعد از طلاق های اجباری در سال 1368  و جدا کردن کودکان مسعود رجوی اقدام به سوء استفاده جنسی از زنان کرده است. این موضوع فقط به مریم قجر عضدانلو همسر مهدی ابریشمچی که طی یک مراسم رسمی به عقد و ازدواج رجوی بعنوان رهبر در آمد ختم نشده بلکه جریان وار ادامه داشته است و زنان بسیاری طعمه این سوء استفاده جنسی با رنگ و لعاب ایدئولوژیک قرار گرفته اند.

در حالیکه این زنان تحت اسارت رجوی حتی به خاطر او، افکار و مسیرسراسر تناقض اش از همسر و خانواده خود از تمام هستی و موجودیت خود دست کشیده بودند و روح ، جان و حتی جسم آنها مورد تجاوز قرار گرفت.

همینجا لازم است که بطور خلاصه یادی از قربانیان زن در فرقه مجاهدین بکنیم که جان خود را در مخالفت با این فرقه از دست دادند.

مینو فتحعلی- مرجان اکبری -آلان محمدی- نغمه حکمی- زهرا فیض بخش- معصومه غیبی پور

یا زنان زندانی همچون فاطمه حاج خداوردی و کسانی که بنا به دلایلی نمی توانیم از آنها نام ببریم.

مسعود رجوی در حالیکه انواع و اقسام روابط را با زنان را تجربه می کرده اما از افراد فرقه انتظار داشته که بدون احساس باشند و از برقراری روابط غریزی و عاطفی تحت عنوان حل کردن تضاد جنسی خود داری کنند. و برای این منظور انواع و اقسام بندهای به اصطلاح انقلاب طراحی کرده است از قبیل بند الف یعنی طلاق همسر بند ب یعنی ذوب در رهبر و بند ج یعنی همه زنان همسر مسعود رجوی هستند و بقیه بندها که البته هر کدام همچون بندی به دست و پای افراد برای ماندن و کشته شدن برای این رهبر هدف اصلیش بوده است.

در فرقه مجاهدین زنان همچون مردان حق نداشتند (  به قول رهبری فرقه  مرز سرخ بود ) که کسی بجز رهبر را دوست داشته باشند. هنگام مراجعه خانواده ها خیلی از این اعضاء تشکیلات به دستور رهبری به شدت با این مسئله برخورد و مانع این دیدارها می شد و سالیان سال این افراد در محیطی مداربسته به دور از دنیای آزاد و مطبوعات و فقط خوراک سیاسی شان تلویزیون فرقه و توجیهات رهبری بوده است.

زنان به تدریج طی یک پروژه عقیم سازی رحمشان جراحی می شده است و این کار حتی زیر نظارت رهبری و دکتر این فرقه بنام نفیسه بادامچی صورت می گرفته است بطوریکه ماهانه مسعود رجوی و مریم رجوی  آمار کسانی که در نوبت این عمل جراحی قرار دارند را حسابرسی می کرده است.

البته همه اینها یک لایه سطحی از عمق فاجعه ای است که در بیش از سه دهه در فرقه مجاهدین بر سر زنان عضو این فرقه آمده است.

ما زنان جدا شده از این سازمان عزم خود را جزم کرده ایم تا ضمن افشاگری این روابط نابرابر و خصمانه از مجامع بین المللی ، وجدانهای بیدار بشری و سایر انجمن های جدا شده برای این دادرسی کمک بخواهیم.

ما با کمال میل پاسخگوی سوآلات شما در مورد چهره واقعی این تشکیلات و یا هر گونه سوآل و ابهام دیگر بخصوص و در مبحث زنان هستیم و از همه زنانی که در عراق و کمپ لیبرتی و هر کجای دنیا هنوز از آنها بیگاری کشیده می شود و به نوعی در دام این تشکیلات هستید به گرمی حمایت می کنیم.

ما در مورد سو استفاده هایی که رجوی شیاد از زنان ایرانی در کمپ اشرف کرده و هم اکنون در سایر مراکز فرقه ادامه می دهد را به طور مفصل در این سایت برای هموطنانمان بازگو خواهیم کرد، هر چند که ارتباط با بیرون از این فرقه برای  اعضای گرفتار امکان ندارد و یک محیط مدار بسته است ولی ما سعی می کنیم حداقل کسانی که نا آگاهانه از این تشکیلات حمایت می کنند را آگاه سازیم و کمک کنیم که بتوانند راهی برای گریز بیابند.

25 نوامبر 2012